الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
482
الغدير ( فارسى )
- آنگاه كه برق آسمانى ، شمشير خود را از غلاف بيرون كشد ، من از او در غدير بسيار نيكو سراغ مىگيرم . - و اين غدير ، آبگير اشكهاى من است كه همچون دريايى ، از كثرت غم جارى است . - غديرى كه ياد آن براى من بسى زيبا و خوش است ، چرا كه شوق و عشق كسى را در دل زنده مىسازد كه تشنگان معرفت را سيراب مىكرد . - غديرى كه پيامبر برگزيدهء خداوند صلّى اللّه عليه و آله در آن ، لباس ولايت را بر اندام على عليه السّلام پوشانيد . - و در ميان همهء مردم به پا خاست ، و در ضمن خطابهاى على عليه السّلام را وصى خود ناميد . - آنگاه فرمود : من در ميان شما حديثى را به يادگار مىنهم كه گروهى آن را پشت سر نهادند و فراموش مىكنند . - از اهل سقيفه ، جوانمردى ديده نمىشود كه از كشتن فرزندان او مبرّا باشد . - آنان سبب ريختن خون زيد و يحيى و آن كسى هستند كه مشتاقانه قدم به ميدان گذاشت . - اگر شمشير ستم از جانب آنها كشيده نمىشد و عهدشكنى روى نمىداد ، ديگر گنهكارى پيدا نمىشد . - اى پدر حسن و حسين ، اميدوارم كه در كنار حوض كوثر به دست تو سيراب شوم . - چه آنگاه كه در روز قيامت به پا خيزم ، شفيع واقعى تنها تو خواهى بود . « 1 » شاعر را بشناسيم سيد بزرگوار ، شمس الادب ، احمد ، پسر احمد ، پسر محمد حسنى انسى « 2 » ، يكى از بزرگان يمن ، و از ادبا و فضلاى آن سرزمين است . احوال او آنچنانكه بود ، ادامه نيافت ، چه زمانى كه امام مهدى لدين اللّه بر او خشم گرفت ، دستور داد او را به زيلع « 3 » ببرند و محبوس كنند . وى در آنجا زندانى بود ، تا به سال 1119 درگذشت .
--> ( 1 ) . نسمة السحر : 1 / 247 . ( و ) ( 2 ) . شرح حال پدرش سيد احمد پيش از اين گذشت . ( 3 ) . زيلع جزيرهاى در مرز حبشه است .